بانک نوازش

واژه بانک نوازش در یک آزمایش شیردهی به نوزادان خیابانی با و بدون نوازش به وجود آمد و بسط پیدا کرد طبق آیات قرآن نیز تنها نیاز بشر ابراز است

امروز هم بانک نوازشم پر شد.

با گذاشتن چند تا پست خوب در لینکدین. این هم یه جور جلب توجه حساب می‌شه و باعث پر شدن بانک نوازش. حتما فکر می‌کنید چقدر لوس! ولی حقیقت داره. تمام آدم‌ها به نوازش نیاز دارند. حتی اگر به صورت سیلی باشه!

خب بعضی‌ها عادت کردن بانک نوازش‌شون رو با چیزهای بد و سخت و خشن پر کنن. مهم اینه که توجه دیگران بهت جلب بشه. اما دیگران از نظر شما چه کسایی هستن؟

پدر؟ مادر؟ خانواده؟ دوستان؟ هم‌شهری‌ها؟ هم‌وطن؟ انسان‌ها؟ خدا؟

هر چقدر دیگران زندگی‌تون که باهاش بانک نوازش‌تون رو پر می‌کنید بزرگ‌تر باشه، درصد رشد‌تون بالاتر هست. مهم نیست چی کار می‌کنید. مهم اینه که این کار رو برای کی انجام می‌دید و چقدر به دیده‌شدن از سمت اون اعتقاد دارید.

بعید می‌دونم خدای یک کودک بزرگ‌تر از پدرش باشه!

هنوز هم هستند آدم های بزرگی که در پی شاد کردن و جلب توجه دوستان‌شون هستند و بس. اونها به محله و شهر و کشور فکر نمی‌کنند. چه برسه به خدا… حالا تا تعریف از خدا چی باشه…

اما بسیارند آدم‌هایی هم که فقط چشم به توجه خدا بسته‌ن. به نظرم ماهیت این خدا زیاد مهم نیست. البته نه اینکه به عنوان مثال پول در جایگاه خدا برای کسی نقش بازی کند. منظور نیرویی‌است که از تمامی اطرافیان و دیگرانی که به ما توجه می‌کنند، بیشتر انرژی و ارزش دارد.

شاید برای همین است که به خویشتن‌شناسی بسیار تاکید شده. انسانیت به معنای واقعی، ماهیت خداگونه دارد.

بازخورد

خیلی وقته به فکر ورزش کردن هستم. قبلا آدم خیلی با تحرک‌تری بودم، طوری که بعضی‌ها بیش‌فعال می‌دونستن من رو. منتهی الان به دلیل حرفه‌ای شدن در برنامه‌نویسی و توسعه سیستم‌های نرم‌افزاری، مجبورم ساعت‌ها پشت سیستم بشینم و از اونجا که آدم معتادی هستم، سخت از جام پا می‌شم.

باز خدا رو شکر نسبت به خیلی‌ها، تحرکم بیشتره. اما بدیش همینه که دارم خودم رو با یکی دیگه مقایسه می‌کنم، نه با گذشته خودم. جالبه که هر وقت از گذشته یادی می‌کنم، پر از افتخار و من من هست. انگار پرده‌ای بین چشم‌ها و واقعیت، قرار گرفته که فرسودگی رو نبین.

شاید این خوشبینی افراطی باشه. برای همین باید انسان مراقبه داشته باشه و با اعداد و ارقام و گزارش‌ها خودش رو مانیتور کنه.

به فکر یک تایمر متصل به سرور هستم که بتونم باهاش دائم خودم رو مانیتور کنم. البته تایمرهای معمولی موبایل‌ها بد نیست، ولی وقتی دستی بخوره و اشتباهی رخ بده، دیگه قابل استناد و بازیابی نیست. این شد که یه مدت فقط به فکر یادگیری فلاتر بودم و کم‌کم فکرش خارج شد از ذهنم.

اما این نوشته شاید مخاطب و بازخورد مناسبی از دنیای بیرون و انسان‌های دیگر نداشته باشه، اما در تقویت اعتماد به نفس بسیار مفید هست. همینطور یکی از راه‌های بیان حساب می‌شه. بهتون پیشنهاد می‌کنم حتما فکر‌هاتون رو بنویسید و جایی نگه دارید. در آینده از این فکر‌ها خودتون نهایت استفاده رو خواهید برد.

دیسیپلین

یه مشکل خواهر برادری پیش اومده بود. بحث‌های خسته‌کننده همیشگی و در آخر البته به جای خوبی برای من رسید. من دنبال برقراری عدالت و تحلیل درست بودم که یه نفر حرف قشنگی زد.

گفت: تو زندگیت باید دیسیپلین داشته باشی. ذهنم رفت سمت یکی از نوشته‌های اینترنتی که می‌گفت همیشه در دسترس نبودن باعث جذاب‌تر شدن می‌شه.

خب راستش جریان یه تئاتر بود که ازش اصلا خبر نداشتیم و بهش هم علاقه‌ای نداشتیم، ولی یه سری‌ها که دوسشون داشتیم بدون ما می‌خواستن برن. البته اونا فکر می‌کردن به دلایلی به درد ما نمی‌خورد. ولی یکی بهش برخورده بود.

اینجور موقع‌ها خودم رو می‌ذارم جای آدم‌های مهمی که در زندگیم می‌شناسم. اونا تو این موقعیتت چی کار می‌کنن؟ واقعا انگار بحث همون دیسیپلین هست. تو اولین جستجو تعریف خوبی ازش پیدا نکردم، برای همین خواستم تجربه شخصی خودم رو به اشتراک بذارم.

به نظرم دیسیپلین اول از خود شخص شروع می‌شه. کسی که برنامه‌ریزی داشته باشه و اول از همه خودش رو ملزم به رعایت برنامه‌ریزی و احترام به خودش کرده باشه، می‌تونه انتظار داشته باشه دیگران هم همین کار رو بکنن. در واقع وقتی به برنامه و نظر شخصی خودمون احترام نمی‌ذاریم، بدون اینکه بدونیم داریم به بقیه اعلام می‌کنیم، من در مقابل شما کاملا منعطف هستم و هر برنامه‌ای خواستید می‌تونید برام بریزید و من بهش عمل خواهم کرد.

ممکنه این بحث با صمیمیت قاطی بشه و بعضی‌ها این وسط دیسیپلین شخصی‌شون رو گم کنن. اون هم از روی احساسات و علاقه‌های زیادی که به فرد مقابل دارند. اینجاست که عقل و منطق پاش رو وسط می‌ذاره و باعث می‌شه روابطی سالم و عمیق در جامعه به‌وجود بیاد.

پس به نظرم اول از همه، در خودمون یه کنکاشتی بکنیم و ببینیم به خودمون و برنامه‌هامون احترام می‌ذاریم. اصلا برنامه‌ای هست؟