ژن خودخواه

بخشی از کتاب «پیش از آن که بدانی» اثر جان بارگ ترجمه محمدهادی دهرویه:
«یکی از بهترین نمونه ها تحقیقی است که در فاصله اوت ۲۰۱۱ تا سپتامبر ۲۰۱۲ در ایتالیا انجام شد. محققان یک آزمایش جذاب در مورد تاثیرات جذابیت جسمی (زیبایی ظاهری) بر روی استخدام افراد انجام دادند، بدون آنکه در عمل هیچ شرکت‌کننده‌ای را در اتاق آزمایشگاه کنار هم قرار دهند. آنها ۱۱۰۰۰ رزومه کاری را برای ۱۵۰۰ فرصت شغلی موجود ارسال کردند. یکسان نبودن تعداد رزومه‌ها با تعداد آگهی‌های شغلی به این علت بود که برای هر آگهی استخدام چندین رزومه ارسال کرده بودند. هر یک از رزومه‌ها دارای سوابق کاری دقیقا یکسانی بودند و در نتیجه از شرایط لازم برای استخدام بهره‌مند بودند. در برخی از دخواستهای شغلی عکس ضمیمه شده بود، در حالی که در تعدادی دیگر از درخواست‌های شغلی عکسی ضمیمه نشده بود (البته اسامی نیز متفاوت بودند). متقاضیان با عناوین ایتالیایی یا خارجی و مرد  یا زن معرفی شده بودند. رزومه‌های عکس‌دار طوری انتخاب شده بودند که به ازای این رزومه ها – به تعداد مساوی – «یک مرد جذاب، یک مرد غیرجذاب» و  «یک زن جذاب و یک زن غیرجذاب» وجود داشته باشد (هنگامی که آزمونگران د حال تهیه ابزارهای لازم برای شروع این تحقیق بودند گروه دیگری از افراد درباره جذابیت عکس‌ها نظر می‌دادند). از آنجا که رزومه‌ها (سوابق و شرایط متقاضیان استخدام) یکسان بودند)، پاسخ‌های متفاوت به این رزومه‌های یکسان به یک متغیر به نام «عکس» ربط پیدا می‌کرد. بنابراین محققان اساسا می‌پرسدیند:

آیا الصاق کردن یک عکس جذاب به رزومه احتمال دعوت شدن شما برای مصاحبه را افزایش می‌دهد؟

پاسخ یک «بله» قاطع بود. ادامه خواندن “ژن خودخواه”

چه کسی برنامه‌تان را تنظیم می‌کند؟ – مهره‌ی حیاتی ( Linchpin )

مهره‌ی حیاتی

مهره‌ی حیاتی عنوانی کتابی است که توسط علیرضا خاکساران و از کتاب اصلی با عنوان Linchpin ترجمه شده است. مترجم عنوان اصلی کتاب را که معنای لغوی‌اش آچار سگ دست می‌باشد را به طور هوشمندانه‌ای به مهره‌ی حیاتی تغییر داده است.

در زیر یکی از کلیدی‌ترین قسمت‌های کتاب (البته از نظر شخصی خودم) را که بعد از چندین صفحه نسخه برداری، به آن رسیده ام برایتان آورده‌ام:

رئیس‌تان کیست؟ کارتان را برای چه کسی انجام می‌دهید؟ تلاش می‌کنید چه کسی را راضی نگاه دارید؟

چه کسی برنامه‌تان را تنظیم می‌کند؟

اگر فقط کار می‌کنید تا مافوق‌تان را راضی نگاه دارید، دارید آینده‌تان را قربانی می‌کنید. راضی نگاه داشتن مافوق می‌تواند به معنی بیگانه شدن با مشتریان، پنهان ماندن نهایت توان‌تان، مانند دیگران شدن و تبدیل شدن به چرخ‌دنده‌ای در این سیستم باشد. سیستم از شما می‌خواهد مانند دیگران باشید. اما شاید راضی کردن سیستم، کار واقعی شما نباشد.

در یکی از دانشگاه‌های معمولی آمریکا، فرهنگ خوش گذرانی رواج دارد. برنامه این است که کلاس را بگذرانی، کلی مهمانی بگیری، محبوب شوی و هر وقت می‌توانی مست کنی. خیلی سخت نیست که با چنین برنامه‌ای پیش بروید و مانند دیگران شوید. اما شما را به کجا می‌رساند؟

سازمان‌های غیرانتفاعی وضع فعلی خود پذیرفته‌اند. اگر شما نیز وضع موجود را بپذیرید، حرکت نمی‌کنید. استرس‌تان به حداقل می‌رسد و ترس‌تان برانگیخته نمی‌شود. اما شما را به کجا می‌رساند؟

رئیس‌ جاه طلب شما می‌خواهد خوب به نظر برسد و می‌خواهد این کار را با کاهش هزینه‌های کوتاه مدت انجام دهد. می‌توانید با انجام ندادن هیچ کاری، صرف نکردن هیچ پولی و ایجاد نکردن هیچ صدایی به او کمک کید. سپس چه اتفاقی می‌افتد؟

اگر برنامه‌تان توسط شخص دیگری مشخص شده است وو شما را به جایی که می‌خواید نمی‌رساند، پس چرا انجامش می‌دهید؟

مهره حیاتی، ست گادین، انتشارات آموخته، صفحه ۲۵۴